#الهه_شرقی_پارت_373

- مبلغ صورت حساب... صبر كن...

كيميا كيف پولش را باز كرد و برگه كوچكي كه بر روي آن مبلغ صورت حساب را نوشته بود به دست رابين داد و گفت:

- همين قدره نه؟

رابين بي آنكه جواب مشخصي بدهد سرش را به طرفين تكان داد.

كيميا دوباره گفت:

- خب كرايه بيمارستان تا خوابگاه رو هم بهش اضافه كن، بگو چقدر مي شه.

رابين لبخندي زد و بعد گفت:


romangram.com | @romangram_com