#الهه_شرقی_پارت_253
الين براي خود هم سفارشاتي داد و گارسون چند لحظه بعد با سيني سفارشات برگشت. كيميا در حالي كه قهوه اش را شيرين مي كرد، احساس كرد الين منتظر كسي است و گاه گاه به اطراف سرك مي كشد براي همين پرسيد:
- تو منتظر كسي هستي؟
الين كمي دستپاچه شده بود و پاسخ داد:
- تو چرا اينطور فكر كردي؟
- همينطوري، فقط به نظرم رسيد.
romangram.com | @romangram_com