#الهه_شرقی_پارت_246

- واقعاً مي ريم؟

- خب آره.

- خيلي خوب شد. مرسي.



با توجه به تصميمي كه گرفته بودند ناچار شدند غذايشان را كمي زودتر از حد معمول صرف كنند و پس از شام، كيميا بلافاصله براي پوشيدن لباس به اتاق خود رفت. هنوز كاملاً آماده نشده بود كه اين به سراغش آمد كيميا با تعجب نگاهش كرد و گفت:

- خيلي زرنگ شدي. خبريه؟

- نه چه خبري؟ فقط گفتم يه كم زودتر بريم بهتره.


romangram.com | @romangram_com