#الهه_شرقی_پارت_222

- آلن دلن با من چيكار داشت؟

- من چه مي دونم! شايد مي خواست بهت پيشنهاد بازي تو يكي از فيلمهاش رو بده.

- من وقت براي شوخيهاي بي مزه ي شما ندارم. چه كسي با من كار داشت؟

رابين خونسردانه شانه بالا انداخت و گفت:

- مي دوني دوشيزه خانم، تو حسابي منو تو دردسر انداختي. آخه محض رضاي خدا انگشت رو كسي مي ذاشتي كه من بيچاره از پس رقابت باهاش بربيا... ببينم اين پسره رو كره مريخ سفارش دادي؟

كيميا كه ديگر كلافه شده بود با عصبانيت گفت:

- راجع به كي حرف مي زني؟


romangram.com | @romangram_com