#احساس_من_پارت_195
-دیگه داری شورشو بالا میاری .
- قبلا ها انقدر حساس نبودی خبریه؟
- نه چه خبری؟
- حسودیت میشه، نه؟
- ببخشید به چی اونوقت؟
- به همه چی... حتما وقتی ازت خواستگاری کردم با خودت گفتی آرسان هنوز همون آرسان سابقه که هرچی شیلنگ تخته بندازم بازم صبوری می کنه و نازمو می کشه .
- من هرچی می گم به خاطر بچه هاست، خوب نیست فردا پس فردا که بزرگ شن دائم بیان باباشونو تو منکرات جمع کنن .
-ببین جوجه تو توکلامت می تونی عشقو انکار کنی ولی چشمات همه چی رو لو میدن .
- چشم های من غلط می کنن که اطلاعات غلط میدن .
- یعنی تو هیچ احساسی به من نداری ؟
- نه، ندارم .
- دروغ می گی عین ....
بقیه حرفشو خورد
چند لحظه ای بینمون سکوت برقرار شد .
- راستی یه چیزی آنا امشب بهت گفت با رسول چه تصمیمی گرفتن ؟
- نه زیاد باهم رو برو نشدیم .
- از بس که سر شما شلوغ بود .
- حالا چه تصمیمی گرفتن ؟
romangram.com | @romangram_com