#احساس_من_پارت_186
پوزخند زد :
- حتما خواسته مزاحم شب رویایی ما نباشن !
سکوت کردم
- نمی خوای بشینی کنارم ؟
با ترس گفتم:
میشه لطفا اتاقمو بهم نشون بدی ؟
- به اونم میرسیم عزیزم ،واسه چی عجله می کنی ؟
- تو حالت خوب نیست !
جامو روی گل میز کنار مبل گذاشت و به طرفم اومد .
لحن صداش بدنمو به لرزه در می آورد :
- خب خانم غزاله سازگار دوباره بهم رسیدیم .
روبروم ایستاد :
- می بینی دنیا چقدر کوچیکه ؟یه روز اذیتم کردی حالا وقتشه تقاص پس بدی .
وحشت زده قدمی به عقب برداشتم .
- چیه ازم می ترسی؟
- توروخدا اذیتم نکن .
- دنیا دار مکافاته ،اذیت کردی حالا باید اذیت شی .
romangram.com | @romangram_com