#احساس_من_پارت_124
- بله من تمام سعیمو می کنم که کمکتون کنم .
- گفتید چندسالتونه؟
- من چیزی نگفتم
- آهان یادم نبود نباید از خانما سنشونو پرسید
-28 سالمه
- بسیار خوب خانم سازگار، شما می تونید از همین حالا کارتونو شروع کنید. یه اتاق کنار اتاق خودم برای شما آماده شده. البته فراموش نکنید شما فعلا به صورت آزمایشی اینجا کار می کنید. باید نتیجه کارتونو ببینم. فعلا بزرگترین هدف من کنار زدن ارسان شریفه ....بسیار خب می تونید تشریف ببرید .
-فقط ببخشید آقای (چی بود فامیلش )آقای .....در واقع
- احتشام هستم، سامیار احتشام .
- بله آقای احتشام ممکنه من از فردا مشغول به کار بشم .
- مگه مشکلی هست ؟
- نه فقط یه چند تا کار عقب افتاده دارم .
- بسیار خب مشکلی نیست، از فردا در خدمتتون هستیم .
- بله مرسی ،خداحافظ .
- خداحافظ
از اتاق بیرون اومدم و نفس عمیقی کشیدم . منشی مشغول سوهان کشیدن ناخناش بود. سرسری ازش خداحافظی کردم و از برج بیرون اومدم. تاکسی گرفتم به طرف هتل حرکت کردم .
بعد از اینکه از دفتر بیرون اومدم رفتم هتل و چمدونامو برداشتم و برای گرفتن آدرس به نیما زنگ زدم .
- به به سلام عرض شد خانم مهندس .
romangram.com | @romangram_com