#دیر_آمدی_نیمه_عاشق_ترم_را_باد_برد_پارت_195
ناباور گفتم
-فوت کردن؟ خدا بیامرزدشون
-اره
واسه عوض کردن جوو گفتم
-نقشه میکشی؟
-اره
-این بهتره یا کار تو کارخونه؟
-این...... حسابی کارم گرفته. کلی کار اموز دارم
سرمو تکون دادم.
-موفق باشی
-ممنون
هردومون الکی سرمونو برای هم تکون میدادیم. چقدرم از همدیگه خجالت میکشیم.
واقعا صحنه مزحکی بود.
-بریم؟
من که تازه به خودم اومده بودم گفتم.
-ها؟
-میگم بریم؟..... بریم تو ماشین؟
-اها باشه بریم
باهم به سمت ماشین رفتیم. ارتام صدای اهنگو انچنان زیاد کرده بود که با باز کردن در و بیرون اومدن صدا گوش هام زنگ میزدن.
-ارتام این چه طرزه اهنگ گوش دادنه پرده گوشت پاره میشه.
-نه نمیشه
سرمو به نشانه تاسف براش تکون دادمو پشت فرمون نشستم.
به سمت شهر روندم نزدیکیای شهر پندار گفت
-بریم خونه ما؟
ارتام قبل از من جواب داد
-نه میریم رستوران توم بیا
اروم گفت
romangram.com | @romangram_com