#دیر_آمدی_نیمه_عاشق_ترم_را_باد_برد_پارت_192
-میگم کدوم طرفی رفت؟
از جاش بلند شد و جلو روم قرار گرفت.
-تو خجالت نمیکشی بعد از نارویی که بهم زدی با پسرت میای خفتمو میگیری ببرمت صفاسیتی؟
به حرفاش توجه نکردم. فعلا دغدغه من ارتامه.
صداش زدم
-ارتام؟...... ارتام مامان؟
این طرفو اون طرف میرفتم پندارم پشت سرم بود.
-چرا به شوهرت نمیگی بیارتت بیرون. اصلا میدونه اینجایی اونم با معشوقه ت
تند برگشتم سمتش.
-تو معشوقه من نیستی
پوزخندی زد
-یادت که نرفته نصف روزو تو بغل من بودی. من بودم کاریت نداشتم وگرنه هرکس دیگه ای بود تا حالا صد بار بی ابروت کرده بود.
سعی کردم به حرفاش توجه نکنمو دنبال ارتام بگردم.
بلندتر صداش زدم
-ارتام مامان کجایی؟
-دلت واسه بغلم تنگ نشده؟
برگشتم سمتشو جیغ وار گفتم.
-خفه شو
متعجب نگام کرد..........ادامه دادم
-بیشعور برو خودتو مسخره کن. اگه اینجام فقط برای ارتام بود و بس. پیداش کنم میریم دیگه هیچوقت منو نمیبینی راحت میشی. دور بچه مم خط بکش ازش فاصله بگیر.
بلند تر از من داد زد.
-گندشو در اوردی دو قورتو نیمت باقیه؟ مثل خر شبو روز کار میکردم که بتونم بیام خاستگاریت
انگار مسابقه جیغ زدن بود بلندتر داد زدم
-رفتم که مجبور نباشی تا اخر عمرت مثل خر کار کنی
از دادی که زد برق سه فاز از کله م پرید
-مجبور نبودم مثل خر کار کنم با جونو دل اینکارو میکردم که تو نمک به حروم راحت باشی
طبق همون اصول بازم صدامو بالا تر بردم.
romangram.com | @romangram_com