#دلتنگ_پارت_550
با عصبانیت گفتم_یعنی چی؟نمیفهمم؟میخوای بگی زن داری؟خب به اونا چه؟هیچ کدوم شرطو برنده نمیشن
داد زد_د احمق خب اگر باور نکنن واسه اینکه منو تور کنن هر روز سر راه من تلپ میشن..حالیت نیست؟قول دادم هیچ دختری زندگیمونو بهم نریزه.اینم تنها راهشه که از سرم باز دارمشون..چند باری اومدن بیمارستان و من گفتم که اجازه ورود ندن اما بازم فایده نداره.بیمارستان نیان جای دیگه میان
سرمو بین دستام گرفتم و گفتم_باشه..باشه
شهاب_پس الان برو حاضر شو..یکی دو ساعتی بیشتر نمیمونیم..مانتوتو اونجا در نمیاری..یه چیز شیک و درست بپوش
من_باشه
رفتم توی اتاق و یکراست وارد حمام شدم..امروز این دختر فردا اون دختر..باشه آقا شهاب من با شما راه میام ببینم این جریان کی تموم میشه
توی آینه قدی که توی اتاق بود،خودمو برانداز کردم
مانتوی سفید رنگ که حالت گیپور داشت و بلندیش تا مچ پام میرسید،با جوراب شلواری ضخیم مشکی رنگی پوشیدم و زیر مانتو هم،لباس مشکی رنگی که اندازش تا کمی پایین تر از کمرم بود،پوشیدم..موهامو هم با ژل بهشون حالت دادم که همون حالت فر خودتو داشت و بازش گذاشتم..روسری طلایی رنگی هم سرکردم و پشت سرم بستمش..جلوی موهامو هم فرق وسط زدم
واسه آرایش هم خط چشم و ریمل به همراه سایه طلایی و رژلب قرمز رنگی زدم
شهاب همون لحظه از حمام بیرون اومد..داشتم صندلمو از توی کمد در میاوردم که با صدای سوتی که کشیدم سرچرخوندم و نگاهمو بهش دوختم
دستی به موهای خیسش کشید و گفت_انگار میخوای دهن دخترارو سرویس کنی
با اینکه خندم گرفته بود،اما جلوی خودمو گرفتم و گفتم_چطور دخترای رنگارنگ اونجا خودشونو شبیه دلقک میکنن واسه تو.منم باید نشون بدم که دست کمی ازشون ندارم
لپمو کشید و گفت_صدتاشونم به یه تار موی تو نمی ارزن..به تیپت گیر نمیدم چون باید بهشون ثابت کنی زنی که شهاب عاشقشه از هیچی توی این دنیا کم نداره
حرف هاش جوری به دلم نشستن که طاقت نیاوردم و با ب*و*س*ه ای که بهش تقدیم کردم،گرمای عشقمو بهش نشون دادم
صندل پاشنه بلند سفید رنگم جلو بستمو پوشیدم و کیف دستی طلایی دستم گرفتم
نگاهی به شهاب انداختم!تیپشو با من ست کرده بود
شلوار سفید رنگی به همراه لباس سفید و کت طلایی رنگی و کراوات طلایی
عالی شده بود..کفش های سفیدشو هم پوشید و با هم از خونه بیرون رفتیم
یک ساعت بعد جلوی یه خونه ی دنجی ایستاد..از همین جا هم صدای باند و موزیکش کر کننده بود
نفس عمیقی کشیدم و دستمو دور بازوی شهاب حلقه کردم و با هم وارد شدیم
romangram.com | @romangram_com