#دلتنگ_پارت_457


با اینکه خیلی خسته بودم اما با جون و دل به حمام رفتم و با موهای خیس،چادر سفیدی سرم انداختم و دست نماز گرفتم

سجاده رو کنار مامان بزرگ پهن کردم و اقامت کردم..برای همه دعا کردم..خدا خودش میدونه من بدی هیچ کسیو نمیخوام..حتی واسه مینا هم دعا کردم تا راهشو قبل از اینکه آسیبی وارد کنه،پیدا کنه

بعد از اتمام نمازی که در کمال سکوت و آرامش سپری شد،دست هامو بالا بردم و از ته دل صلواتی فرستادم و خدا رو بخاطر اینکه این جایگاه بزرگ هستی رو کسی به پاکی و متانتی اون گرفته شکرکردم..خدایا شکرت میکنم..بازم شکرت میکنم از اینکه من تا ابد شاکر شخصی به خوبی و بزرگی تو هستم..

دستی به صورتم کشیدم و رومو کردم سمت مامان بزرگ..داشت با چشم های لبریز از اشکش،با لذت نگاهم میکرد..لبخندی بر چهرش پاشیدم

نزدیک شد و گونمو بوسید و کلی بهم تبریک گفت و واسم آرزوی خوشبختی کرد

نفس راحتی کشیدم و گونه ی مامان بزرگ رو با عشق زیاد بوسیدم

* * *

امروز خاله سپیده و خاله مهسا به همراه دایی نیما و مازیار اینجا بودن..

سینی چایی رو جلوی دایی مازیار تعارف کردم.همونطور که به همراه قند برمیداشت رو به مامان بزرگ گفت_ندا خانم ما فردا صبح راه میوفتیم روز جمعه ای بریم یه جایی اطراف شهر واسه تفریح شبم برمیگردیم..شما و خاطره هم بیاید..اون نامزدش هم اگر خواست میتونه بیاد

دسته ی سینی رو فشردم بین پنجه هام..(اون نامزدش)یعنی چی؟حساس بودم از لج افتادنش با شهاب

سینی رو روی میز گذاشتم و برگشتم سرجام و کنار مامان بزرگ نشستم

مامان بزرگ_چی بگم والا..بخاطر دخترکم میام چند مدته همش توی خونست..نامزدش هم مرد خوبیه..اونم بیاد که حواسش به زنش باشه

دایی مازیار نفس عمیقی کشید و گفت_باشه..پس صبح ساعت 7 حاضر باشید میایم دنبالتون

میون بحث پریدم و گفتم_شهاب خودش ماشین داره..با اون میایم

با نگاه خیره ی همه روی خودم،با خجالت سرمو انداختم پایین و واسه ماس مالی کردن حرفم گفتم_خب..منظورم اینه که جای شما رو تنگ نمیکنیم

دیدم کسی چیزی نمیگه..سرمو بلندکردم که با نگاه پر ابهت دایی مازیار رو به رو شدم

دایی نیما متوجه شد و گفت_باشه دخترم..شما با شهاب بیاید

خاله مهسا_خاطره جان بیا توی آشپزخونه ببینیم کیک پخته شد

برای فرار از زیر این نگاه های سنگین بلند شدم و باهاش رفتم توی آشپزخونه

خاله کیک رو توی ظرف گذاشت..کنارش ایستادم و گفتم_خاله چرا دایی مازیار با شهاب مشکل داره؟

romangram.com | @romangram_com