#دلتنگ_پارت_394
چجوری طاقت بیارم
شبای دلواپسی رو
تو ندیدی سوختنم رو
تب تند بی کسی رو
یه عالم گریه نشسته
روی دیوارای خونه
بی تو و عطرت عزیزم
چیزی از من نمیمونه
یه نفر حبس تو چشمات
تا ابد گوشه ی زندون
یه نفر عاشق عاشق
عاشق صدای بارون
جونشو لحظه ی آخر
میسپره به دستت ارزون
صدای بارون(مازیار فلاحی)
با حرکت ناگهانی ماشین و برخورد سر من با شیشه ی جلوی ماشین،به خودم اومدم
سرم به شدت درد گرفته بود..سرمو با دست گرفتم و به چشم های نگران شهاب چشم دوختم
وقتی دید حالم خوبه روشو به سمت جلو سچق داد و زیرلب زمزمه کرد_لعنتی
من_شهاب چی شده؟
نگاهی به اطرافش انداخت و گفت_همینجا پیاده شو تا حرفامو بهت بزنم
romangram.com | @romangram_com