#دلتنگ_پارت_180
رفتم توی اتاق و تیپ ساده ای زدم و از خونه خارج شدم
حدود پنج دقیقه ی بعد رسیدم..زنگ درو فشردم
بهادر اومد و درو بازکرد
من_سلام خوبی
بهادر_سلام.مرسی
من_بهارکجاست؟
بهادر_توی اتاقشه..نمیزاره کسی بره پیشش
من_چرا؟
بهادر_میگه حوصله نداره
من_آهان
وارد شدم..اول با مامانش سلام کردم و بعدش رفتم دم در اتاق بهار
تقه ای به در زدم
بهار_بهادر میام سرتو میکوبم به دیوارا..هی میای اذیت میکنی
خندیدم و گفتم_منم بهار..
چند لحظه بعد در اتاق باز شد..هیچ حرفی نزد.سرش پایین بود
سلام آرومی گفتم و وارد شدم..
بهار رفت و روی تخت نشست و بالشش رو توی بغل گرفت
آهنگ گذاشته بود
با شنیدن آهنگ خندم گرفت..این دختر چیا که گوش نمیده:
ساده شدم عاشق شدم
romangram.com | @romangram_com