#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_278
دزديدين دستگير شدن و اون مرد
اعتراف كرد كه خانوم پرند ساعدي بهش
پول داده حالا فردا وقت دادگاه هست
وقت داشتين بياين صحبت كنيم
-ممنون اقاي رزاقي مزاحم ميشم
-فعلا خداحافظ
-خداحافظ شما
بعد از قطع تماس نفسم روبيرون دادم : خدايا شكرت
-بالاخره ساعت عمل سوگند فرا رسيد
لباساي مخصوص اتاق عمل رو تنش كردن
داشتن به اتاق عمل مى بردنش ،كنار تختش
ايستادم گونه اش رو بوسيدم كنار
گوشش زمزمه كردم : برو منتظرتم همه
ي مشكلات حل شده من اينجام تا بياي
romangram.com | @romangram_com