#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_241

و قطع کرد

یعنی چی منظورش چی بود ؟ خدایا

داره چه اتفاق هایی میفته

شماره آقاجون رو گرفتم و بهشون

توضیح دادم چی شده

خودم اماده شدم تا به بیمارستان برم ،از

خونه بیرون زدم ، از پیاده رو شروع به

رفتن کردم صدای بوق ماشینی و بعد صدای آشنای کسی

برگشتم تا ببینم این آدمی که صداش انقدر اشناس کیه

با دیدن شهباز بيشتر تعجب کردم....

شهباز با دیدنم پرو پرو لبخند زد گفت :

جایی میری سوگند

خیلی جدی گفتم : امری داری آقای جمشیدی ؟

یکی از ابرو هاش رو انداخت بالا گفت :

یه چن دقیقه وقتت رو به من میدی

romangram.com | @romangram_com