#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_240


بوسه تندی به گونه ام زد و از خونه خارج شد

تا خواستم به آقاجون زنگ بزنم گوشی خونه به صدا در اومد

تندی برداشتم

- بله

- سلام خانوم مریض هنوز نمردی ؟؟

- شما ؟؟

- عه منو نشناختی منم پرند زن حامی

- هه فعلا که یه زن بیشتر نداره اونم منم

زنگ زدی این چرت و پرتا رو بگی

عصبی شد گفت : خفه شو عوضی

بعد خندید ...

آخی شوهرتو به جرم بچه دزدی بردن نچ نچ

با شوک گفتم : تو از کجا میدونی ؟

- من خیلی چیزا میدونم


romangram.com | @romangram_com