#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_221
دوستش ندارم مگه میشه هفت ماه تو
خونه ام باشه و من نخوامش من یه
اشتباهی کردم گفتم برا انتقام
میخوامش اما حالا اینطور نیست من
سوگند رو دوست دارم با تمام وجودم و
اجازه اين كار را به هيچ كس نمیدم....
حامی دستم رو گرفت و خیلی جدی گفت : بریم سوگندم
از جام بلند شدم که آقا جون گفت : سوگند جایی نمیره
_ اما آقا جون ؛ نگاه التماس آمیزی به بابا و مامان انداختم .
حامی گفت : چرا نمیزارین ما زندگیمونو بکنیم ؟ ما همو دوست داریم ...
_ هه ، از کجا معلومه فیلمتون باشه ؟
دیگه سکوت کافی بود و خیلی محکم و
جدی گفتم : آقا جون بابا ، شاید منو
حامی از روی اجبار کنار هم زندگی
کردیم ، اما کم کم عاشق هم شدیم و
romangram.com | @romangram_com