#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_201

گفتم : اون اوایل از خودت که هیچ

حتی از بوی عطرتم هراس داشتم اوایل

میخواستم فقط عاشقت کنم، اما

نمیدونم چی شد چطور شد که قلب

خودم سر خورد و عاشق مردم شدم ، منم دوست دارم حامی

میدونم همه چی درست نشده و ما تازه

اول راه هستیم اما اینم میدونم اگه کنار

هم باشیم میتونیم تمام سختی ها و

مشکلات را با هم حل کنیم، کافیه همو دوست داشته باشیم

حامی لبخندی زد سرم روی سینه اش گذاشت و گفت : میدونی خیلی

خانومی ، شهباز راست میگفت : مثل تو

زن خیلی کم پیدا میشه ، خدا کنه قدرت را بدونم

- ما هر دو برامون سخت گذشت ، بیا از

این به بعدمون را خوب بسازیم

یهو حامی دست انداخت زیر پامو با

romangram.com | @romangram_com