#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_180


چی با صورت گريون ازکافی شاپ بیرون اومدى

رخ تو رخ حامی شدم گفتم توازکجامیدونی؟؟

شال سرموباخشونت ازسرم کشيد ، دست

بردوکلیپسموازموهام بازکردکه موهام مثل

آبشارروی شونه هام ریخت خیره نگاهم كرد ، با دستش لاله گوشمولمس میکرد

آروم زمزمه کردبرای چی رفته بودی

مسخ نگاه وگرمی دستش بودم دلم آغوش

مردم رامی خواست مردی که مال من بود

گفتم:یه درصدم فکرنکن که من

سهراب ودوست داشته باشم ، من

شوهردارم وفقط به همسرم فکر

می کنم اگه رفتم فقط برای اصرار زیادشون بوده

وتمام اتفاقاتی که توی کافی شاپ افتاده بود براش تعریف کردم

باخشونت منو به بغلش كشيد، دستشوبند کمرم


romangram.com | @romangram_com