#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_130


گفت : برات آبمیوه اوردم تا با قرص هات بخوری

سری تکون دادم ..

کنارم نشست و دونه دونه با ارامش

قرص هامو داد و گفت : یکم استراحت کن تا ناهار اماده کنم

میخوای کمکت کنم بری روی تخت ؟

- میخوام دوش بگیرم بوی بیمارستان میدم

نمیتونی که با این دست

- میدونم ولی اینجوری حالم بدتر میشه

دست دست کرد و گفت : میتونم کمکت کنم تا حموم کنی ؟

با تعجب گفتم : یعنی منو بشوری ؟!

لبخندی زد و گفت : آره زنمی مشکلی نداره

_ آها یعنی تازه فهمیدین من زنتونم ؟

دستی پشت گردنش کشید و چیزی نگفت ...

《حامی باید ثابت میکرد منو دوست داره یا نه 》


romangram.com | @romangram_com