#دریا_پارت_98

باچشماش ازم کمک می خواست به زحمت جلوی خودموگرفتم تا مداخله نکنم چون معصومیتش مخصوصاً چشماش منویادمادرم می انداخت

-اسم پزشک معالجت چیه؟

سرشوانداخت پایین وچیزی نگفت ازصدای هق هقش مشخص بود داره گریه می کنه خواستم به سمتش برم اما رهام مانعم شد

-اگه حرف نزنی حداقل تاوقتی که پدرت برگرده نمی ذارم باپرهام بری بیرون

دست گذاشته بود رو نقطه ضعف دریا تاجایی که متوجه شدم دریا وابستگی شدیدی به پرهام وخواهرش داشت

-تونمی تونی این کاروبکنی

من گفتم چرا می تونه...

روبه رهام گفت توفکر کردی کی هستی؟

رهام شونه ای بالا انداخت -منتظرم...

دریا ازسرناچاری به حرف اومد

-دکتر...دکترحسام صدر

اسمش خیلی آشنابود توبیمارستان چند باری باهاش برخورد داشتم فکرکنم رهام بشناستش چون دکترصدرهم متخصص مغزواعصابه

رهام روبه من گفت بهتره با دریا برید به مطبت واستراحت کنی من با دکترصدر تماس می گیرم وازش می خوام مدارک پزشکی دریا رو برام ایمیل کنه هروقت رسید بهت خبر می دم



باورود به مطبم روبه دریا گفتم

-اگه بخوای می تونی روتخت استراحت کنی

romangram.com | @romangram_com