#دریا_پارت_91


باورم نمی شه ...با یادآوری صحنه ای که دریا جعبه ی حلقه رو از پرهام گرفت وبهش لبخند زد ازاینکه به دریا دلبسته بودم به خودم لعنت فرستادم از اولش نسبت به پرهام حس خوبی نداشتم اما فکر شو نمی کردم چیزی بینشون باشه دریا هم یه دختر مثل شیداست دخترا همشون مثل هم هستند من احمق فکر می کردم دریا با همشون فرق داره تازه داشتم امیدی برای موندن پیدا می کردم اما دریا با کار امشبش همه چیزو خراب کرد حتی آرشام هم متوجه احساس من به دریا شده بود وازم به خاطر کار امشب دریا معذرت خواهی کرد وشرمنده بود اما آرشام نباید شرمنده باشه این نتیجه ی حماقت خودم بود پخش رو بلند کردم وبا سرعت زیاد به سمت مقصدی نامعلوم حرکت کردم باید جایی برم که سکوتش بهم آرامش می ده

منو ببخش اگه هیچ کی جز تو رو نخواستم

منو ببخش به خاطر همه ی کم وکاستم

منوییخش اگه به چشمای تو دل بستم آخه عشق تو کار داده دستم

شدی مرحم قلب شکستم منو ببخش

منو ببخش اگه دارم هواتو اگه شدم مزاحم شباتو

منو ببخش اگه برات می میرم اگه باز می خوام دستاتو بگیرم

منوببخش به خاطر تموم خاطرات خوب وبد

اگه تورو می خواستم من بی اندازه وحد



منو نخواستی ولی بازم من ازتو خسته نشدم

حالا که نیستی به کی بگم من به تو وابسته شدم

(شاهین کمالی- منوببخش)

دریا

وقتی وارد خونه شدم همه جا تاریک بود یکی از لامپا رو روشن کردم هنوز پام به اولین پله نرسیده بود که آرشام با صدای گرفته گفت خوش گذشت؟


romangram.com | @romangram_com