#دریا_پارت_188

-چون خیلی تو چشمه

-مهم نیست چون رژ دخترای دیگه ازمنم بدتره مسلماًرژمن به چشم نمی یاد

بهش نزدیک تر شدم خودشوبه دیوار چسبوند دستامو دوطرف سرش به دیوار تکیه دادم

-رهام چی کار می کنی؟

دستشو گذاشت رو سینم وهلم داد اما زورش خیلی کم بود ..لبامو به گوشش نزدیک کردم

-زودباش تا کار دست هردومون ندادم



به سرعت به سمت دستشویی فرارکرد پنجره ی اتاقو بازکردم تا هوایی به سرم بخوره این دختر همه جوره تحریکم می کنه دوست دارم هرچه زودتر مراسم تموم بشه ومنم بتونم درخواست ازدواجمو بیان کنم ..بیشتر ازاین نمی تونم تحمل کنم بابسته شدن در دستشویی از فکروخیال دراومدم

رژش کامل پاک نشده بود اما بهتر ازقبل بود قبل از اینکه بهش برسم از اتاق خارج شد وبه سمت آرشام رفت

آرشام خودشوبهم نزدیک ترکرد

-رهام اتفاقی افتاده؟چی کار کردی؟دریا ترسیده

-نگران نباش اتفاقی نیفتاده

دقیق تر به دریا نگاه کرد با چشمای گشاد شده به طرفم برگشت

-رهام نکنه....

-نکنه چی؟

-لبای دریا...

romangram.com | @romangram_com