#دریا_پارت_120
چشمامو بیشتر می کرد با یه رژلب صورتی شیطونه می گفت حالا که مدادچشم زدم ریمل وخط چشم هم بزنم دراین صورت چشمام خیلی جلب توجه می کرد بنابراین بی خیال شدم وپایین رفتم رهام رومبل تک نفره نشسته بود با دیدن من ازجاش بلند شد وبهم خیره شد تونگاهش اثری ازهوس وچیزآزاردهنده ای نبود برعکس احساس می کردم بیشتر بهم آرامش می ده اما با اخمش همه ی حس وحال خوبم خراب شد پسره انگار تعادل روانی نداره اومد طرفم
-مگه می ریم مهمونی که این همه آرایش کردی؟
با این حرفش حسابی حالم گرفته شد
-به خودم مربوطه
-انگار یادت رفته بهت گفته بودم هرچی به تو مربوط باشه به منم ربط داره حالاهم برگرد به اتاقت وآرایشت رو پاک کن
ته دلم از این حرفش خوشم اومد اما من کم نمی یارم
-نمی خوام اصلا چرا هیچ وقت به شیدا گیر نمی دی؟اون که بدترازمن آرایش می کنه
-چون شیدا این طوری بزرگ شده وحرف توگوشش نمی ره
پوزخندی زدم وگفتم اتفاقاًازجنابعالی خیلی حرف شنوی داره می گی نه امتحان کن
آخ جون تونستم حرصشو دربیارم
با کلافگی گفت این قدر بامن یکی به دو نکن کاری که گفتمو انجام بده
پسره ی پررو فکر کرده می تونه به من زوربگه
-ن..می...خوام...
با اومدن آرشام توجه هردومون به سمتش جلب شد شلوار کتان مشکی پوشیده بود به همراه پیراهن جذب چارخونه قرمز مشکی که آستیناشو تا زده بود وموهاشم زده بود بالا درکل آرشام تیکه ای شده بود خوش به حال پریا امیدوارم کوفتش بشه بادیدنش لبخندی از سر رضایت زدم رهام که تو بهت بود پرسید خبریه؟آرشام درجوابش لبخندی زد وسرشو انداخت پایین رهام به طرف من اومد وگفت طرف کیه؟ منم گفتم پریا خواهر پرهام
پریا وپرهام با دیدنمون ازماشین پیاده شدن پریا بادیدن آرشام نتونست ازش چشم برداره سرسری باهمه احوال پرسی کرد وسرشوانداخت پایین اما زیرچشمی به آرشام نگاه می کرد وآرشام هم همین طور بود رهام با اخم با پرهام احوال پرسی کرد طفلی پرهام قیافش شده بود عین علامت سوال
romangram.com | @romangram_com