#دردسر_پارت_481

-ای بابا...



(باران)





نمیتونستم..

تنها کلمه ای که تو مغزم میومد..

من نمیتونستم...



نمیتونستم بخاطر خودم خواهرم و بدبخت کنم.

من تصمیمو گرفته بودم..

من خودمو فدای تموم زندگیم میکنم..

آره من حاظرم کنار اون صدرای پست باشم .

ولی یه تار از موهای نگار کم نشه..




romangram.com | @romangram_com