#دردسر_پارت_457
سرم محکم به داشبورد کوبیده شد .
-آخ
انگار بلاخره متوجه من شد .
برگشت سمتم .
-خوبی؟
اون حق این رفتارو با من نداشت .
-برای شام امروز خیلی ممنون .
با حرص کلمه هامو میگفتم .
خون رو پیشونیم و با دستم پاک کردم و در ماشین و باز کردمو پیاده شدم.
رفتم سمت خونه و کلید با صدای جیغ لاستیکا روی زمین بین دستام لرزید
پوزخندی زدم و درو باز کردم
romangram.com | @romangram_com