#دردسر_پارت_313
پوفی کشید و ادامه داد
-لباس بپوش .نیم ساعت دیگه بیا پایین منتظرتم .
-برای چی..
-میفهمی
خودم کنجکاو بودم .بدون حرف رفتم سمت اتاق و سعی کردم به خودم برسم ..
لباس مرتب و قشنگی پوشیدم .موهای چتریمو توی صورتم ریختم و رفتم پایین .
توی ماشین روی فرمون ضرب گرفته بود
سوار شدم و سعی کردم پر از انرژی باشم سلام بلندی دادم .سعی کرد لبخند بزنه اما اصلا موفق نبود ..
جوابی داد و حرکت کرد ..
-کجا میریم؟
-یه جای خوب
-کجا خب ؟
-یه جا
-کجا؟
-نگاااار ..
romangram.com | @romangram_com