#دردسر_پارت_300

-حتی با اذیت شدنام و تحقیر شدنام دوستش داشتم .. اره دوستش داشتـم .اما ترکم کرد و الکی رفت .. میفهمی؟ولم کـرد ..



با عجز ادامه دادم

-خواهرامو پیدا کردم .نگار .. رویا ..

عرفان اومد ..میخندیدیم .. اره میخندیدیم.



سکوت کردم و یادم اومد خاطره هامون ..

جیغ زدم .. با کل وجودم .. با همه دردام

-اوناهم رفتــــــــــن .. من هیچکسو ندارم.. میفهمی؟من نابود شده ام



زار زار گریه میکردم ..

حرکاتم دست خودم نبود ..

تلفنو چنگ زدم ..

شماره عرفان مثل همیشه دم دست بود

کلید کردم ..


romangram.com | @romangram_com