#دردسر_پارت_297

اینم نمیتونم ...

هیچ مطلق بودم..

با خودم کیش و مات بودم

اون یه دخترو باردار کرده و ول کرده و بعد اومده سراغ من ..

باز صداش پیچید تو سرم

برات توضیح میدم ..

به این حرف پوزخندی زدم و لبمو فرو کردم تو دهنم .

من عاشق بودم؟

خب .متاسفانه اره ..

عاشق کی بودم؟یه مردی که یه زن باردارو اونجوری ول میکنه ..؟

هنوز اشکی از چشمام نیومده بود .

بازوهامو بغل گرفتم .

یاد شکم زنه افتادم .

خیلی تخت بود

پس یعنی ...


romangram.com | @romangram_com