#دردسر_پارت_267
از چرتو پرتاش خمیازه ای کشیدم و بلند شدم .اما بخاطر الکل زیاد لیز خوردم و تعادلمو کمی از دست دادم ..
دستش مثل همیشه پیچید دور بازوم و
نگه ام داشت ..
اینم باعث تعجبم نشد چون همه جا حس میکردم حظورشو و حمایت های
مسخره و مزخرفشو ...
-دستتو به من نزن ..
دستمو محکم کشیدم بیرون و سرپا شدم
-خودم بلدم راه برم ..
با بیخیالی عقب رفت و شونه هاشو بالا انداخت
سعی کردم قدمی بردارم . همونجا بود که باز تعادلمو از دست دادم و باز دستاش پیچید دور دستم و سرپا نگه ام داشت ..
با حرص دستمو بیرون کشیدم
-اه دستتو به من نزن ..
اینبار عصبانیتشو حس کردم از لرز بدنش.
کشیدتم جلو ..
romangram.com | @romangram_com