#دردسر_پارت_254

ـ چی شده؟ نکنه کارت ب جاهای باریک کشیده؟

لحن حرف زدنش کثیف بود .

لبمو گاز گرفتم

خیره شدم ب رسول حرفمو از چشمام خوند بی صدا بیرون رفت

ـ باران تا کی میخوای ب این وضعیت ادامه بدی

قهقهه بی دلیلی سر داد و سمت یخچال رفت.

شیشه دلستر جدیدی بیرون کشید و روی مبل افتاد .

ـ تا وقتی که زنده ام

ـ باران تمومش میکنی یا جور دیگه ای رفتار کنم؟

نیشخندی زد و گفت

ـ چی؟ مثلا میخوای ببندیم به تخت؟ یا مثل رویا بیرونم کنی؟ شایدم مثل خودت دم دست ترین خاستگارمو تور کنی تا از ذلیلی شوهر کنم؟

اگه باران قدیم بود سیلی بدی زیر گوشش میزدم .اما این باران بیماره .

چشمامو بستم

سعی کردم مثل خودش بشم

زهر خندی زدم و دستامو به سینه زدم


romangram.com | @romangram_com