#دردسر_پارت_250
-تبریز میرم یه مدت
باران-چه مدتی؟
-یه مدت کوتاه
باران-چند روز؟
-دو یا سه
تو دلم گفتم شاید سال شاید ماه معلوم نیست ابجی گلم ..متاسفم که تنهاتون میذارم ولی باید برم
باران با بغضی اشکار بهم خیره شد دوباره بغلش کردم-اخه من قربون اون چشمای گریونت بشم..باور کن عادت میکنی همش چن روزه
سرشو تکون داد و به سمت اتاقش رفت
گوشیمو برداشتم و روشنش کردم..پسره ی پر رو خجالتم نمیکشه ببین چندبار زنگ زده..همون لحظه گوشیم زنگ خورد جواب دادم
-بله؟
داریوش-سلام
-علیک گفتم بله؟
داریوش-به حرفام فکرکردی؟
-حرف؟کدوم حرف ؟
دایوش-همون..همون که اصلا بیخیال فراموشش کن
romangram.com | @romangram_com