#دردسر_پارت_227
لبخندی زد و منم لبخندشو جواب دادم
-بازش کن .
در جعبه رو باز کرد و یه جعبه دیگه دراورد به همیت تربیت کارو تکرار کرد که اخرسر یه جعبه اندازه قوطی کربیت موند بازش کرد و یه ادامس شیک از داخلش دراورد
-امیدوارم خوشت اومده باشه چون خیلی برام خرج داشت
کل سالن زدن زیر خنده..باران غش غش میخندید در اخر یه لباس ماکسی قرمز خوشگل همراه با ست کیف و کفش بهش کادو دادم اخه اون مانتویی که خریده بودمو زودتر از وقتش بهش دادم..
(نگار)
رویا کادوشو داد. باران با دیدن محتویات داخلش با تشکر رویارو نگاه کرد ..
جلو رفتم و گونشو ب*و*سیدم و سرویس جواهراتشو دادم دستش و عقب رفتم.
-ایشالله بپسندی ..
-وای نگار این .اینا.. اینا خیلی قشنگن.
-نه به قشنگی تو .
ارزو اومدو منو زد کنار و گفت
-خوبه خوبه .کم لاو بترکونید
صداشو صاف کرد و گفت
romangram.com | @romangram_com