#درنده_ولارینال_پارت_449
روهان بلافاصله واکنش نشان داد :
- کافیه بریان .. اون ممکنه به یه موجود ناشناخته مبدل شده باشه اما ... اما هیچ وقت یه هیولا نیست و نخواهد شد ..
سپس درست کنار تخت آیدن ایستاد . آیدن رو به بریان گفت :
- اون خائن هنوز توی زندان ماست ؟
- منظورتون کیه سرورم ؟
- ملیساندرا ...
بریان پاسخ داد :
- بله سرورم ... منتهی ... نمی خواین یه کم استراحت کنین ؟ برای دیدن زندانی همیشه وقت هست .
آیدن گفت :
- نمی خوام ببینمش بریان ... می خوام محاکمش کنم ..
روهان ناگهان واکنش نشان داد :
- اعلی حضرت .
آیدن چشم گرداند . روهان بلافاصله خاموش شد . آیدن رو به آیسار کرد و گفت :
- و تو ... برو و یکی رو برام پیدا کن ... پادریک ... یکی از فرماندهای آدریان .
آیسار اطاعت کرد و از سرسرا خارج شد . آیدن رو به بریان کرد و گفت :
romangram.com | @romangram_com