#درنده_ولارینال_پارت_439
- اعلی حضرت می تونین روی تخت بنشینید ...
آیدن چند قدم به بریان نزدیک شد و در گوش او گفت :
- چرا خودت تا به حال ننشستی ... نمی خوای پادشاهی رو امتحان کنی ؟
- زمستون اینجوری تموم میشه سرورم .
آیدن خندید و گفت :
- کی ؟ چجوری ؟ وقتی تخت رو با نشینگاهم لمس کنم .. یا باید صبر کنم گرم بشه .
بریان با دندان قروچه گفت :
- روی تخت بشینید سرورم ... تاجگذاری رو عقب نندازین .
- چطوره بعد از اینکه زمستون با تخت نشینی من تموم شد . تو حکومت کنی .. .خوب بلدی دستور بدی .
- سرورم .. لطفا ...
آیدن گفت :
- جدی میگم .
بریان سرش را به گوش آیدن نزدیک کرد و گفت :
- من احمق نیستم آیدن .... من اشتباه مادرم رو تکرار نمی کنم .. من مقابل عطش تخت نمی ایستم ... تخت دالویش رو می خواست ... حالا برو بشین ... مردم از پچ پچ ما خوششون نمی آد .
آیدن از بریان فاصله گرفت و گفت :
romangram.com | @romangram_com