#درنده_ولارینال_پارت_404
پادریک به او نزدیک شد و گفت :
- نه .. به آب نزدیک نشو ... یک قدم دیگه برداری مردی . دستات رو ببر بالا سیاه پوش .
سیاه پوش سر گرداند . پادریک به سمت مخزن رفت و مقابل دریچه ان ایستاد و فریاد زد :
- گفتم دستات رو ببر بالا .
سیاهپوش دستانش را بالا گرفت و گفت :
- عاقل باش پادریک .. ما باید از ملکه اطاعت کنیم .
پادریک گفت :
- رزالین می خواد همه رو به کشتن بده ... من نمیذارم .
- ترجیح میدی زن و بچت زیر پاهای این استورن های بی رحم له بشن ؟
پادریک اخم کرد :
- ترجیح می دم تا زمانی که میشه زنده نگهشون دارم .
سیاه پوش به بالا اشاره کرد :
- گوش کن پادریک .. صدای طبل بی رحمی اونا تا اینجا می آد . فکر می کنی به مردممون امان می دن ؟
پادریک فریاد زد :
- یعنی این حرفا باعث میشه فکر کنی داری کار درستی می کنی ؟
- من می خوام یه مرگ بی رنج به مردم بدم ... بهتر از اینه که توی آتیش استورن ها بسوزن . تو ندیدی با سالاریال چی کار کردن پادریک ... هیچ کس نمی خواد به اون سرنوشت دچار بشه... من دیدم که خیلیاشون بعد از حادثه آرزو می کردن پیش از این مرده بودن .
romangram.com | @romangram_com