#درنده_ولارینال_پارت_374

- می تونی غرورترو نگه داری و راه نجات مردمت .. سرزمینت و عزیزترین کست رو امتحان نکنی ... یا می تونی اون غرور لعنتی رو بذاری کنار و امتحانش کنی ...

- اگه اینکارو بکنم .. نفرین از آیدن برداشته میشه ؟

تارا گفت :

- درباره این با اطمینان می تونم بهت بگم .. نه ... برداشته نمیشه .. و تا ابد اگه زمستونی رخ بده ... مرگ قاتل کریشنا تمومش می کنه ... یه جور انتقام جویی طبیعته ... طبیعت تقصیر رو از جانب اولین کسی می دونه که مرتکب قتل فرزندش شده .

آدریان با لحنی متفکرانه گفت :

- ادامه بده ...

تارا گفت :

- فرزند دیگه ای به طبیعت هدیه میدیم ... و زمستون فعلا تموم میشه ... تو یه جاودانه ای آدریان ... ولارینال به حال عادی فصل ها برمی گرده تا تو زنده ای هم خبری از انتقام طبیعت نیست .

- یعنی اگه به مرگ عادی هم می مردم ... زمستون برمیگرده ؟!

تارا گفت:

- آره .. واسه همین من به بریان پیشنهاد کردم که کریشنا از دوره جوانی از تکشاخ ها تغذیه کنه ... تا مرگ طبیعی نداشته باشه .. چون با مرگش زمستون می شد ... او تا قرنها جوون موند و می موند ... اگه کشته نمی شد ... زمستون هیچ وقت نمی رسید .

- اگه کریشنا به مرگ طبیعی می مرد چی ؟

- تو پر از سوالی آدریان ... اگه کریشنا قاتلی نداشت .. باید فرزند دیگه ای به طبیعت هدیه می کردیم ...

- و اگه ..

- و اگه الف یا نیمه الفی وجود نداشت .. زمستون ابدی می شد .

آدریان اندکی درنگ کرد و گفت :

romangram.com | @romangram_com