#درنده_ولارینال_پارت_318

- فکر می کنی چقدر طول بکشه که سالاریال سقوط کنه ؟

- استورن ها غیر قابل پیشبینی هستن . نمیشه حدس زد قوای جنگیشون می تونه چی کار کنه .

آدریان گفت :

- وجود لشگر تو اینجا خیلی کمک می کرد نیلو .

سیاهپوش خندید :

- اخرین چیزی که توی این دنیا می خوام رهبری دوباره به شیاطینه .

- ازشون خبر داری ؟

- آخرین باری دربارشون پرس و جو کردم ، توی سیامات بودن . فکر کنم قراره اونجا رو بیشتر از پیش به گند بکشن . محاله دیگه به ولارینال برگردن .

آدریان گفت :

- می دونی تو می تونی هر وقت که بخوای به مردمت برگردی . هیچ مانعی برات نیست . هویتت هنوز لو نرفته ... و قرار هم نیست که لو بره ...

- می دونم اما نمی خوام برگردم ... این چیزیه که وقتی تصمیم گرفتم مردمم رو ترک کنم و به تو خدمت کنم با خودم عهد بستم ... من بر نمی گردم .. اشتباهات گذشته رو تکرار نمی کنم ... همکاری با انسان ها اشتباه بود ... خدمت به قلعه غربی اشتباه بزرگ تر .. من دیگه تکرارش نمی کنم .

آدریان به سمت درب خروج سرسرا حرکت کرد و سیاهپوش با او همراه شد . آدریان گفت :

- من رو یاد وقتی که بچه بودیم میندازی نیلو . وقتی با هم تمرین می کردیم تا بتونم برای یک بار هم که شده برادرم آیدن رو مغلوب کنم .

سیاهپوش با هیجان گفت :

- و آیدن همیشه یه فن جدید توی آستین داشت .

- اون با بریان تمرین می کرد .

romangram.com | @romangram_com