#چشمان_سرد_پارت_281


-چی شده؟چراوایسادی؟

برگشت طرفم وگفت

-حسام!

-حسام چی؟

-حسام باپسرعموش خیلی دوست بود!یادته؟حتمااون به سام درموردشماگفته

-چی؟عوضی

حسابی عصبانی بودم واین حرف آرادهم عصبانی ترم کردومشتم روفشاردادم ورویدرکوبیدم

-ک*ث*ا*ف*ت خودم میکشمت

-آروم باش پسر!چرااینجوری میکنی؟مطمئن باش پیداش میکنیم

بعدازاین حرف هم دوباره حرکت کرد

امامن عصبانی ترازاون بودم که صبرکنم.من طنینم عشقم روازدست داده بودم اونم دقیقا وقتی که میخواستیم عقدکنیم

دیگه نمیتونستم دووم بیارم

خدای من طنینم!اگه دوباره کاری کنن معتادبشه چی؟اون دیگه اینباردووم نمیاره!خیلی ضعیف شده بود وهنوزهم خیلی سرپانبود

خدای من چطوری خوشحالیم به کامم زهرشد!

تازه داشتم رنگ خوشبختی رومیدیدم

حالاکجادنبالش بگردم؟سام عوضی!اگه یه تارموازسرش کم بشه خودم میکشمت

آرادهرازچندگاهی بهم نگاه میکردوبعدبه خیابون نگاه میکردوسعی میکردهم تندبره هم منوآروم کنه.امامن دیگه آروم نمیشدم آرامشم روزم گرفته بودن!

آراد

حال آریاخیلی خراب بود.هرکاری هم میکردم نمیشدآرومش کرد

دستم روگذاشتم روی شونه اش که دیدم خم شدجلو وبعدهم شونه هاش داشت میلرزید.خدای من!آریاداره گریه میکنه؟باورم نمیشد

-آریا!آروم باش مرد!چراخودت رواذیت میکنی؟به خداپیداش میکنیم

سرش روتکون دادوگفت

-اون تازه خوب شده بودآراد!اگه دوباره بهش موادبزنن دووم نمیاره

-نترس!اون طنینه!من تاحالازنی باقدرت اون ندیدم.مطمئن باش دوباره میبینیش

هرکاری میکردم آروم نمیشد.محکم روی فرمون کوبیدم ودادزدم

-بسه دیگه!اگه توازالان بشکنی پس طنین چکارکنه؟به جای این کاراقوی باش ودنبالش بگرد

بااین حرف من خودش روجمع کردواماچیزی نگفت فقط بااخم زل زدبه جلو.اماهنوزنم اشک رومیشدتوی چشاش دید

بهش نگاه کردم ولبخندی زدم بااینکه هنوزاحساس میکردم داره ازداخل میسوزه اماخودش رومحکم نگه داشته بود.اماهنوزاخمش روداشت

خداکنه بتونیم طنین روپیداکنیم وگرنه آریانابودمیشه!


romangram.com | @romangram_com