#چشمان_سرد_پارت_266
من اگه اون تنها دخترروی زمین هم بودحاضرنبودم باهاش ازدواج کنم.دختره سبک!
مامان-امادخترم آریاکه تاهمین پنج ماه پیش توی ماموریت بودواجازه نداشت باکسی تماس بگیره؟
بعدهم سوالی به النازنگاه کردکه النازدستپاچه شد
ماهم همه بهش زل زدیم.فقط خاله بودکه داشت حرص میخوردوگرنه من والبته آرادکه معلوم بودچقدرازحرفای مامان ذوق زده ایم مامان هم که قربونش برم کاملاخونسرچاییش رومیخورد
النازکه ازنگاه ماکلافه شده بودروکردبه من واعتراض آمیزگفت
-اِ.آریابه خاله بگوکه چه حرفایی به من زدی؟خاله فکرمیکنه من دروغ گفتم
من که شوکه شده بودم نگاهی بهش کردم که خنده ی مرموزی کرداماباحرف آرادنیشش بسته شد
-واقعاکه توی دودره بازی رودست نداری!من موندم روت میشه این حرفاروبزنی؟آخه هرآدم خری میدونه که آریاگه سرش روهم بزنن باتوازدواج نمیکنه
بعدهم صداش رویواش ترکردوگفت
-درواقع هیچ احمقی پیدانمیشه باتوازدواج کنه.بایدمغزش پارسنگ برداشته باشه که باتوازدواج کنه
مطمئن بودم النازحرفاش روشنیده نگاهی عصبی به آرادانداخت ودوباره روبه من گفت
-چراخودت حرف نمیزنی؟نکنه نیازبه وکیل وصی داری؟
نه مثل اینکه زیادی پرروشده یه شست وشوی اساسی نیازداره
بلندشدم وروبه روش وایسادم واول نگاهی به خاله وبعدبه اون کردم وگفتم
-ببین دختره احمق هی روت دادم خیلی پرروشدی!من کی باتودرست وحسابی حرف زدم که حالابخوام بهت ابرازعشق کنم .درضمن اگه هم فرض کنیم که من یه وقت توی خواب هم چنین غلطی بکنم به گورپدرم خندیدم
بعدهم فوراازشون دورشدم که باحرف خاله خشکم زد
-همون زنیکه بیوه بدردت میخوره
بااین حرفش برگشتم اول به اون بعدبه آرادنگاه کردم که دوتامون باهم نگاهمون چرخیدروی مامان که اخماش توی هم بود
مامان- منظورت چیه؟
-همه میدونن که اون دختره عوضی قبلاازدواج کرده
باحرف خاله آرادسری برام تکون داد.خاک برسرم بایدزودتربه مامان میگفتم
به شدت ازعکس العمل مامان ترسیده بودم که باادامه حرف خاله دیگه کامل سکته زدم
-معلوم نیست دختره عوضی چه غلطی کرده که شوهراولش پسش زده
توی شوک بودم که صدای سیلی توی سالن پیچیدوفورانگام چرخیدطرف مامان وخاله
مامان باعصبانیت نفس های بلندمیکشیدوخاله هم شوکه شده بود
مامان-فکرنکن وقتی هیچی نمیگم میتونی هرگهی که دلت خواست بخوری.توغلط کردی که درموردعروس من اینجوری حرف میزنی.اول که اوناهنوزکارشون به ازدواج نکشیده بودوفقط شیرینی خورده ی هم بودن که به ماه نکشیده ازهم جداشدن بعدهم اون دختری که توازش حرف میزنی یه ناخن چیده اش می ارزه به صدتادخترعوضی وسبک سرمثل دخترتو که خودم آمارپارتی هایی روکه میره میدونم
نگاهی به النازکه ترسیده بودانداخت وگفت
-فکرکردی نمیدونم چه غلطایی که نمیکنی؟منم اولش میخواستم همین حماقت روبکنم که تورو برای آریابگیرم اماباچیزایی که ازت فهمیدم گفتم اگه آریابدون زن هم بمیره من النازروبراش نمیگیرم
بعدهم روبه هردوشون دادزد
-حالاهم ازخونه من گم شین بیرون.تواین خونه جابرای کسی که به دخترم توهین کنه نیست.گم شین
romangram.com | @romangram_com