#چشمان_سرد_پارت_236
-واقعا؟
-آره!نمیدونی واسه هم اسم هم گذاشته بودن
من-چه اسمی؟
-اسم طنین خانم مارپل بودچون به نظرآریاخیلی فضول بودوتوی همه چی دخالت میکردالبته بیراه هم نمیگفت طنین کم مونده بودفقط توی دستشویی دوربین بزاره
بااین حرف آرادمن وحسام زدیم زیرخنده که توجه همه بهمون جلب شدوالبته آریاوطنین هم بااخم برای اینکه آرادداره چی میگه بهمون نزدیک شدن
آراد-درضمن بایدبگم که طنین معلوم نبودچطوری رفته بودرمزلپ تاپ آریاروشکونده بودوتموم اطلاعاتی روکه آریاازبقیه پنهان کرده بودرو زیر و روکرده بودچون شک کرده بودکه یه چیزی کمه
آرادهمینجورحرف میزدوهی به پشت سرش وبه اوناکه به مانزدیک میشدن نگاه میکردماهم ازحرکاتش میخندیدیم
آراد-تازه اسم آریاخیلی باحال تربودجناب پارازیت!چون همیشه وسط حرفا وکارای طنین پارازیت مینداخت.حسابی هم حال طنین رومیگرفت
بااین حرف آخرش آریاکه شنیده بوداون چی گفته گفت
-میکشمت آراد
که باخنده ی مااون هم لبخندی زدوکنارطنین وایساد
آرادهم اشاره کردکه بقیه اش روبعدابراتون تعریف میکنم
ماهم براش سرتکون دادیم ورفتیم تاازمهموناپذیرایی کنیم
***
طنین
بااومدن آریادیگه خوشحالیم کامل شده بود!خیلی جشن عالی بودهمینجورکه داشتم بابهنازحرف میزدم آراداومدکنارم وگفت
-حرف سرشبم روکه یادت نرفته ابجی؟
لبخندی زدم وگفت
-آخه من چکاره ام؟این همه خانوم زیبااینجاست خودت انتخاب کن دیگه
-نه!کارفقط ازدست خودت برمیاد
بعدهم یه نگاه کوتاه به بهنازانداخت که گرفتم چی میگه!بالبخندبراش چشمکی زدم وکنارکشیدم وگفتم
-پس تنهاتون میزارم
بعدهم ازاونجادورشدم وبه سمت آریافتم که داشت بهم نگاه میکرد
لبخندی زدودستش روبرام درازکردکه دستم روتوی دستش قراردادم
-سرآرادروگرم کردی؟
-من گرم نکردم.خودش مثل اینکه دلش داره میپره
نگاهی بهشون انداخت وگفت
-جدا؟
romangram.com | @romangram_com