#بوی_نا_پارت_244
-پس زن ت کو پسر؟!
-زن م؟ا...!همینجا بود که!
-پس کو؟!
-بخدا همین یه خرده پیش با من بود!
-یعنی چی؟!
-آهان!سر راه گذاشتمش خونه ي عمو اینا!
-زن ت رو ول کردي رفت؟!
-ول ش نکردم بابا جون!فعلا رفته خونه ي عمو!
-چه معنی داره؟زن باید خونه ي شوهرش باشه!
-آخه شوهرش قرار بود یه آپارتمان براش بگیره!یعنی باباي شوهرش قرار بود براشون بگیره!
-خب می گیره!حالا یه ماه این ور اون ور!
» مهرداد برگشت طرف لیلا خانم که ساکت ایستاده بود و حاج عباس رو نگاه می کرد و گفت «
-مامان چی شده باز؟!
» لیلا خانم رفت رو یه مبل نشست و هیچی نگفت که حاج عباس یه چپ چپ به مهرداد نگاه کرد و گفت «
-اگه تو مرد بودي نمیداشتی زن ت بره ي خونه ي باباش!
-چیکار باید می کردم بابا جون؟به زور می اوردمش؟اون وقت دیگه می تونستم تو صورت عمو نگاه کنم؟
-نه به زور!با زبون خوش!
-یعنی گولش می زدم؟!
-آره دیگه!
romangram.com | @romangram_com