#بوی_نا_پارت_203

-مهدي خان!مهدي خان!

-بعله،بفرمایین!

-شما زحمت نکشین!من می رم می آرم!

-خیلی ممنون!پیر شی جوون!

-خواهش می کنم!اختیار دارین!

» ابرام آقا اینا رو گفت و رفت تو خونه و رفت تو آشپزخونه،پري خانم مشغول کار بود که ابرام آقا رسید و گفت «

-سلام خانم!

-ا وا سلام!شمایین!؟

-با اجازه تون!

-خواهش می کنم!بفرمایین!

-یه مجومه می خواستم!

-الان!یه دقیقه صبر کنین!

» پري خانم یه مجمعه از تو یکی از کابینت آ در اورد و داد به ابرام آقا «

-دست شما درد نکنه!

-خواهش می کنم!

-خیلی ممنون!

-اختیار دارین!

-با اجازه!

-خواهش می کنم!


romangram.com | @romangram_com