#بوی_نا_پارت_119


-خب!خب!بگو دیگه!

» لیلا خانم با تعجب گفت «

-چی بگم؟!

-دیگه خودت خواستگاري کن!مساله حل شد!

-یعنی چی؟

-حرفت رو بزن دیگه!معمولی!بگو مهرداد از نگین جون خیلی خوشش اومد،و این چیزا دیگه!

» مهرداد آروم گفت «

-بابا جون جواب رمز رو گرفتین؟

-آره ساده!

-چی بود؟

-خیالت راحت باشه!حاج آقا عموت موافقت کرد!

-شما از کجا فهمیدین؟

-از همون رمزي که گفتی!

-کلید رمز رو داشتین؟

-داشتم!داشتم!خانم شما بفرمایین!

-اجازه هس حالا دیگه؟!

-بعله!بفرمایین!

-ببخشین سارا خانم!والا منکه چیزي سردرنیاوردم!

-منم همینطور!

romangram.com | @romangram_com