#بلو_پارت_195


-من اصلا اذیتت کردم؟ کجا میخوای بری؟ خونه ی این بی مصرف گلی(اسم مواد مخدر)؟

منظورش به هوشیار بود.

-میخوام...میخوام برم... برم خونه ی باباجونم.

سینا-نه دیگه ببین پگاه جون اومدی و نسازی. تو مگه بیرون نزدی که زندگی جدید بسازی؟ من زندگی جدید بهت میدم.

«با تزدید بهش نگاه کردم و سری تکون داد گفت:» جای تموم نا ملایمتی ها من با تو سازگارم.

-من....من...منو میخوای چیکار؟!!!! تو زن و زندگی داری...

«جدی تر نگام کرد و گفت:» زن و زندگی من به جای خودش.

-منو میخوای چیکار؟ من اونی نیستم که توی ایسنتاگرام میبینی.

با پق زد زیر خنده و گفت:

-حالا چرا انقدر ترسیدی؟

-من میخوام بره خونه امون.

سینا-آخی عزیزم.

«دستشو باز کرد که بغلم کنه، خودمو عقب تر کشیدم و لبخندی زد و گفت:»

romangram.com | @romangram_com