#بلو_پارت_179
-امم! من فکر کردم کنسل شده طی این مدت خبری ازتون نبود.
آرایشگر-نه عزیزم ما داشتیم تدارک میدیدم، میدونی که این پروژه یه همکاریِ بزرگه!
-بزرگ؟!
آرایشگر-هم ما هم آتلیه هم تشریفات...خلاصه کلی برند اینجا هستن.
-پس من باید با همشون قرارداد ببندم؟
آرایشگر-ما هممون یه مبلغی رو روی هم گذاشتیم که به مدلینگ ها بدیم که البته طرف شما من هستم.
-خب کی برای قرارداد بیام؟
آرایشگر-همین فردا خوبه؟ یه چیز دیگه ام هست، ما دو نوبت عکاسی داریم، یکی عروس با حجاب و یکی عروس بی حجاب.
-با حجابو توی پیج میزارید؟
آرایشگر-اممم نه حالا پیج که زیاد مهم نیست ولی ما برای تبلیغات گسترده تر میخواییم. البته عروس باحجاب انقدر نباید آرایش داشته باشه چون میخواییم بیلبورد بزنیم و باید اجازه ی کار بگیریم. حالا توضیحاتش مفصله میای باهم صحبت میکنیم.
«سری تکون دادم و گفتم:» باشه من فردا از دانشگاه میام اونجا، حوالی ساعت سه چهار.
آرایشگر-بسیارخب عزیزم منتظرتم.
بوق پشت خطی به صدا دراومد، نگاه کردم دیدم شماره استادمه! با آرایشگر خداحافظی کردم و تماسُ باز کردم.
romangram.com | @romangram_com