#بی_گناه_محکوم_شدیم_پارت_557

- دو ماه بمونیم ....

سراب در کنار تیموریان به حرفهای آنها گوش می کرد ، یک کارآگاه دیگر هم کنار آنها به مکالمات آندو گوش می کرد ، نگاهی به آنها کرد ، با حالتی مسخره گفت :

- این دوتا فقط برای گردش یا شاید برای انتخاب شهر ماه عسل آینده شون اومدن

تیموریان عصبی بطرف او چرخید

- اونها نقشه ای در سر دارن

- اینطور بنظر نمیاد

- اونها کارهای می کنن که هیچ کس دیگه حتی بهش فکر نمی کنه

- اون دوتا ؟!

- بله ، تا الان کوچکترین مدرکی ازشون پیدا نشده

- پس کاری نکردنه

تیموریان با خشم به او نگاه کرد

- تو برو به کارت برس ، گزارش بگیر اینا بیرون بودن کجاها رفتن ، زود باش

- بله

از آنجا بیرون رفت .

romangram.com | @romangram_com