#بی_گناه_محکوم_شدیم_پارت_530
- مامان حوله
بهرام از دستشویی بیرون اومده بود که گلاره جلویش ایستاد ،
- بفرماید داداش
بهرام لبخند زد ، گرفت :
- ممنون
- خواهش
- شوهرت کجاست ؟ می خواستم ببینمش
- ماموریت رفته ، اونم می خواد تو رو ببینه
- کی میاد ؟
- هشت روز دیگه
- خوبه
- نه ، خیلی خوبه
بهرام متعجب به او نگاه کرد
romangram.com | @romangram_com