#بی_گناه_محکوم_شدیم_پارت_301

به دهانش گذاشت ، صورتش درهم رفت ترش بود ، با چشمانی نیمه باز به آسمان که حالا خنده اش گرفته بود نگاه کرد ، آسمان سرش را خم کرد

- دختر این خیلی ترش بود

آسمان با خنده گفت :

- خوب نخور

بهرام چنگال را روی میز گذاشت :

- تو هر وقت عصبی میشی چیزای ترش می خوری ؟

آسمان متعجب پرسید :

- کی گفته من عصبیم ؟

- مشخصه

- نه

- هست

- میگم نه

بهرام عصبانیت او را می دید با لبخند گفت :

- خوب حالا بگو وقتی خوشحالی چیزای ترش می خوری ؟

romangram.com | @romangram_com