#بی_گناه_محکوم_شدیم_پارت_258


- سپاسگزارم ولی من یه آب میوه رو ترجیح میدم

مهمانداری به بهرام نگاه کرد و دستش را جلو برد ، بهرام هم با ادب جواب داد

- ممنونم ولی منم یه آب پرتقال رو ترجیح می دم ، بازم ممنونم

مهماندار که دختری ریز نقش بود ، بعد از دادن یه آب پرتقال به او و یک آلبالو به آسمان به راهخود ادامه داد ، اسمان با کنجکاوی به بهرام نگاه کرد و گفت :

- تو نباید بخاطر من آب پرتقال می گرفتی ، به من اهمیت نمیدادی

بهرام هم مانند خود رسمی جواب داد ، لبخندی زد

- بخاطر شما نبود

- پس ؟

- بابای من دوست نداره ماها غذا های چرب و چاق کننده بخوریم

آسمان با چشمانی از حدقه بیرون زده به او نگاه کرد باورش نمی شد ، او اینقدر به حرف پدرش اهمیت بدهد و با صدای متعجب پرسید :

- تو بخاطر بابات نمی خوری ؟

- آره

- خوبه ، نمی دونستم اینقدر بهشون احترام می زاری ؟


romangram.com | @romangram_com